خبرگزاری فارس دیروز در اقدامی اعجاب برانگیز بخشی از مصاحبه ساقی قهرمان با مجله چراغ را که عبارات زننده ای در آن قرار داشت به عنوان شناسایی وی بر روی سایت قرار داد.
توجیه این عمل آگاهی امت حزب الله از عمق فاجعه روزنامه شرق در مصاحبه با این زن بود. اما متاسفانه خود این عمل از کاری که شرق انجام داده بود فجیع تر بود. دیروز نیز هفته نامه یالثارات الحسین ارگان انصار حزب الله همین عمل اشتباه را انجام داد و به تکثیر دوباره این مصاحبه شنیع پرداخت.
علاوه بر این، فارس عکس این زن بدکاره را نیز بر روی سایت خود گذاشت. این اقدام زشت و نکوهیده از سوی خود همکاران خبرگزاری نیز محکوم شده و آنها را به تعجب واداشته است.
فرهمند علیپور ددر وبلاگ شخصی اش می نویسد:
” بعضي وقتها، ناگهان غافلگير مي شوي، سيماي جمهوري اسلامي كه حتي از پخش تصوير “سه تار” ابا دارد، تصوير زني نيمه برهنه را در حال رقص پخش مي كند. خودت را نيشگون مي گيري ولي … دارد پخش مي شود، حتي مردي كه دارد برهنه مي شود.
اين تصوير سالهاي پيش است زماني كه كنفرانس برلين و آن همه جار و جنجال به پا شد. روزي كه براي اولين بار خبرش را كيهان منتشر كرد، در حالي كه يك خواننده در ستون مخاطبين از ارائه اين گزارش تشكر كرده بود! جالب است اولين گزارش همزمان مي شود با چاپ اولين پيام تشكر در همان روز و همان صحفه! بگذريم حرف امروز را بزنيم… كه همه بچه هاي سياسي خبرگزاري فارس ناراحت هستند!
اول خبر را در سايت بازتاب ديدم، با عنوان “ترويج دقيق! فحشا قربت الي الله”، كه يك خبرگزاري حامي دولت در اقدامي عجيب مطلبي در خصوص” ساقي قهرمان” منتشر كرده است، اول فكر كردم رجا يا سايتهايي از اين دست اين مطلب را منتشر كرده اند اما وقتي متوجه بحث هايي در بين بچه ها و عصبانيت دبير سرويس شدم، بعله! كار خبرگزاري خود ماست!
وقتي مطلب را خواندم از خجالت آب شدمُ انگار یک نفر یک سطل آب رو سرم ریخته باشه! ياد اولين روزي كه آمدم خبرگزاري فارس افتادمُ كه گفتم چون اينجا يك خبرگزاري حرفه اي….
يكي از بچه ها مي گفت فقط پاراگراف هاي اول را خواندم، خجالت كشيدم و بقيه رو نخوندم. بقيه هم اعتراض مي كردند كه اساسا اين مطلب چه ربطي به سرويس سياسي داره ؟ اگه بنا هم بود كار بشه بايد فرهنگي و اجتماعي كار مي شد!
فقط يكي از بجه ها! فقط يكي موافق بود! مي گفت “بايد هويت كثيف اينها افشا بشه” بقيه ميگفتند كه اين كار كه از عمل شرق بدتره! يكي ديگه مي گفت “بابا مملكت قانون داره! دادگاه داره! چرا ما بايد اين كارو انجام بديم!”
چهره عصباني و ناراحت دبير سرويس را مي بينم كه سراغي از آرامش هميشگي اش نيست! حق با اوست!
امروز واقعا خجالت كشيدم،از اينكه خبرنگار سياسي خبر گزاري فارسم، امروز ميان ماندن و رفتن ترديد كردم! امروز از اينكه هنوز هدف وسيله را توجيه مي كند…
امروز ماندم چون ديدم بچه های فارس، همه از اينكه اين خبر بر روي سايت آنهاست ناراحت شدند، اعتراض كردند… ماندم چون احساس كردم هنوز اخلاق گرايي زنده است و اگر فردي اشتباهي را مرتكب شده است، نبايد به جاي فرد، به پاي كل مجموعه نوشت و آنان را متهم كرد!..”